نظر علي الطالقاني
241
كاشف الأسرار ( فارسى )
معشوق كه داستان ايشان دست به دست مىرود چرا از سوز و گداز و از كرشمه و ناز افتادند و چرا هر يك عوض همديگر خاك را در آغوش كشيدند تا آنكه خود نيز خاك شدند و اينهمه آثار باج و خراج و اين عمارات و تخت و تاج كه از سلاطين بازمانده چرا رها كردند و به آن جلالها در باش و دور باش كه مىخراميدند چرا تنها راه فنا گرفتند ؟ فرعون أ ليس لى ملك مصر 444 چه شد ؟ قارون انّما اوتيته على علم عندي 445 كجا رفت ؟ مخترعان صنايع و نقّاشان بدايع چرا پيدا نيستند و شجاعان نامدار و شيرافكنان روزگار چرا هويدا نيستند ؟ دوستان ما چه شدند و خويشان ما كجا رفتند و دشمنان ما چرا دست از عداوت كشيدند و همسران ما چرا به زير خاك آرميدند ؟ آن دگر زين دير پير * من هم چو ايشان گشته سير اين صفحه را بنگر تمام * از حال ما عبرت بگير اللّهمّ جبّت الىّ لقائك و احبب لقائى و اجعل لى فى لقائك الرّاحة بحقّ حبيبك محمّد و آله صلواتك عليهم اجمعين و الحمد للّه .